حرف دل

کلمات کلیدی

۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۹
مرداد

میدونی...وبلاگ نویسی خیلی خوبه

حرفای دلتومیگی بدون اینکه بخوادزودی جوابتوبده وحق به جانب شه ک من چنینم وچنان...گاهی فقط شنونده بودن بزرگترین کمک به احساسه یه آدمه

گاهی هم فک میکنم شایدم وبلاگ نوشتن همچین خوب نباشه

آخه چرامن حرفایی که فقط بایدبه خودش بزنم ونظرشوبدونم اینجاثبت بشه؟

نمیدونم واقعااینم مثه خیلی سوالاس که جوابشونمیدونم 

فقط میدونم وقتی بااصرارمیخوای طرفت حرف بزنه ظرفیتت روببربالا وگرنه دفه ی دیگه ک همچین موقعیتی پیش بیادمطمئن باش کلامی بهت نمیگه هرچقدم که اصرارکنی!

۲۵
مرداد

چه صبح قشنگیه امروز

ازاون صبحای خنک که زودپاشدم ودست وروم روشستم صبونه رو کنارمامان وبابای خوبم خوردم وکلی انرژی گرفتم ازپی امای همسرنازنینم

کلی حرفای خوب زدیم کلی قربون صدقه هم رفتیم وچقدبه وجداومدم وقتی عکستو برام فرستادی

تازگیا حس میکنم صبورترشدم هرحرفی که میزنیم هربحثی که میکنیم پروندش روهمون موقع میبیندم وسعی میکنم نذارم هیچ حرفی دلخورمون کنه

میدونی به نظرم هربحث هرچقدم جدی باشه هرچقدم حق بایکنفرمون باشه به دلخوری نمی ارزه

من پیشت نیستم اماحالاکه ازت دورم دلم میخوادوقت یپیش خودت به من فکرمیکنی لبخندبزنی وذوق کنی نه اینکه سگرمه هات بره توهم

یه رفتارخیلی خوبی که قبلنابیشترداشتی این بودکه هرچقدم درطول روزدلخورمیشدیم یاشب باهم بحث میکردیم وقتی میخوابیدی وفرداش پامیشدی همه چی یادت میرفت ویه جوری صبح بخیرمیگفتی که انگاراصن هیچ اتفاقی نیفتاده،راستش من اونموقع حرصم میگرفت ازاین رفتارومیگفتم آخه آدم اینقدبیخیال ولی الان میفهمم خب زندگی همینه حرف وحدیث همیشه هست اگه بخوایم یه حرفوهمینجوری کش بدیم فقط خودمون ضررمیکنیم واعصابمون خوردمیشه

تومهمترین آدمه زندگیمی علی اینقددوستت دارم که فکرشم نمیتونی بکنی

امروزخیلی پرانرژی ام


۲۴
مرداد
درک کردن دنیای مردونه انصافاکارراحتی نیست اونم مردپیچیده ی من...
من خوشحال باشم واقعاازتهه دل خوشحالم ومیشنگم ووقتی ناراحت باشم معمولااعصاب ندارم وبه همه میپرم ودرمواقعی ک پیش علی باشم وناراحت باشم میزنم زیرگریه...لوسم خودتی!!خو گریه ام میگیره
اما مردمن...وقتی هم خوشحال نباشی واسه خوشحالی من به روی خودت نمیاری مگه اینکه عصبانیت کنم که خودتو بادادوبیدادتخلیه کنی،که دراین مواقع هم ازاونجایی که من بی توقعیم میشه تایه هفته مثه بادکنک بادمیکنم
خو فداتشم بگوبهم 
شایدیوقتایی من توقعم زیاده بگوباورکن ناراحت نمیشم
من عاشق خنده هاتم علی بادنیا عوضشون نمیکنم نگیرازمن این خنده هاتو
هیچ چیزی ارزش یه لحظه اخمتونداره همیشه باهام حرف بزن من زنتم علی بیشتر برای تو خوبیارومیخوام تاخودم
۲۲
مرداد

دلم خیلی گرفته

عجیبه که دورهمی خونوادگی امروزهم حالموبهترنکردراستش خیلی احساس تعلق ندارم بهشون همش دلم میخواست زودترتموم شه وبیایم خونه...

فکراین که هفته پیش کجابودم والان کجا حالمومیگیره درسته که همه چی اونجورکه میخوام نبوداماحالم خوب بود

یوقتایی فک میکنم همسرمن بهترین مرددنیاس وگاهی حس میکنم سنگ دل ترین آدمه مگه میشه تازه عقدکنی وهی زنگ نزنی به زنت!مگه میشه هی سراغشونگیری؟مگه میشه دلت براش تنگ نشه؟نمیدونم شاید این فاصله ی هزارکیلومتری قلبشم ازم دورکرده...

تواین مقطع اززمان فاصله اصلاچیزخوبی نیست بهترین روزای عمرمونه که داره به دوری میگذره 

کاش بودی وباهم حرف میزدیم کاش بودی ومیرفتیم بیرون هواخوری 

کاش بودی

۲۰
مرداد

بین ماه های فصل تابستون مردادبرام همیشه یه ماهه خنثی بودکه هیچ حسی بهش نداشتم اما امان ازمرداد95 که همیشه موندگاره توذهن وقلبم.

توبه روزداغه تابستونی من وعلی بادستای یخ کرده ازاسترس وشوق رسیدن ،عشق سه سالمون روبه سروسامون رسوندیم

اول لطف خدابودکه عشقمون روباورکردوجواب اشکاوتلاشمون روداد وبعدم ازتوممنونم علی که پای عشقمون وایسادی وبه عهدت وفاکردی

خداروشکرخداروشکرخداروشکر