حرف دل

کلمات کلیدی

۱ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

۱۷
شهریور
هرچقدکه گذاشتنه قرارقبلی وکنسل شدنش میزنه توی پرم عوضش بیرون رفتنای یهویی خیلی سرحالم میکنه مثه دیشب که همسری زنگ زدوگفت غذاچی پختی برداربریم پارک...منم یه سالادشیرازی گذاشتم تنگ لوبیا پلو وبامیوه و زیرانداز نشستیم روی موتورمون وپیش به سوی پارک...قبول دارم باموتور اینور واونور رفتن خطرناک وسخته اما یه حال دیگه داره مخصوصاوقتی ماشینا توی ترافیک گیرمی کنن موتورمثه برگ برنده می مونه...بعدازشام نشستیم به حرف زدن خیلی وقت بودکه اینهمه حرف نزده بودیم ومنم اینجوری درددل نکرده بودم...هوای آزاد،سروصدای آدما،نبودن مودم ووای فای وتی وی آدمو به حرف میاره...همیشه گوشی ولپ تاپ جلومون بودیا باتی وی سرگرم بودیم...اعتراف میکنم بیشترازاینکه حواسم به حرفاش باشه حواسم به خودش بود به طرزنگاهش به چشماش...یادم افتاددفعه ی قبلی که اومدیم این پارک واینجوری نشستیم ظهربود ومن ماکارونی پخته بودم اون موقع زن وشوهرنبودیم...چقدخداروشکرکردم بخاطراینکه علی مهربونم الان کنارمه وجواب دعاهام رو داده...خیلی خیلی دیشب چسبید.